آنقدر جمله ی قشنگی بود ، که فکر کنم موقع پایین آمدن از پله ها ، به این فکر میکرد که چه بگوید تا من لپ هایم قرمز شود و کیلوهایی از قند در دلم آب شود .
تامی همیشه موقع بغل کردنم ، مرا می فشارد . یواشکی از من عکس میگیرد ، مرا میخنداند و از آن طرف هم زیاد میرنجاندم .... مثل پاییز خوش رنگ و اعصاب خرد کن است . و گاهی مثل یک پنجره ای که روبه حیاط پاییزی باز است دوست دارم روی یک مبل راحتی لم بدهم و ۸ ساعت نگاهش کنم ...
راستش ، ولنتاین امسال را گفتم او به من تبریک بگوید ....

+ عکس تام را قرار دادم تا بگویم گوش کردن به این بشر ، خود ولنتاین می باشد .
اتاق پورکو روسو...ما را در سایت اتاق پورکو روسو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 24