i thought i knew what love was , till i met you

خرید بک لینک
به طور شگفت انگیزی ، به تولد دوستم رفتم . تامی (نام دوستی که بسیار شبیه تام آدل است) هم بود . تامی در را برایم باز کرد و گفت : به قدری که سمیرا برای تولدش سوپرایز شد ، من هم از دیدن تو سوپرایز شدم .

آنقدر جمله ی قشنگی بود ، که فکر کنم موقع پایین آمدن از پله ها ، به این فکر میکرد که چه بگوید تا من لپ هایم قرمز شود و کیلوهایی از قند در دلم آب شود .

تامی همیشه موقع بغل کردنم ، مرا می فشارد . یواشکی از من عکس میگیرد ، مرا میخنداند و از آن طرف هم زیاد میرنجاندم .... مثل پاییز خوش رنگ و اعصاب خرد کن است . و گاهی مثل یک پنجره ای که روبه حیاط پاییزی باز است دوست دارم روی یک مبل راحتی لم بدهم و ۸ ساعت نگاهش کنم ...

راستش ، ولنتاین امسال را گفتم او به من تبریک بگوید ....

+ عکس تام را قرار دادم تا بگویم گوش کردن به این بشر ، خود ولنتاین می باشد .

اتاق پورکو روسو...

ما را در سایت اتاق پورکو روسو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:48

صفحه بندی