اتاق پورکو روسو

متن مرتبط با «so you think you can tell chords» در سایت اتاق پورکو روسو نوشته شده است

i thought i knew what love was , till i met you

  • نیلوبلاگ

    به طور شگفت انگیزی ، به تولد دوستم رفتم . تامی (نام دوستی که بسیار شبیه تام آدل است) هم بود xa0. تامی در را برایم باز کرد و گفت : به قدری که سمیرا برای تولدش سوپرایز شد ، من هم از دیدن تو سوپرایز شدم .xa0آنقدر جمله ی قشنگی بود ، که فکر کنم موقع پایین آمدن از پله ها ، به این فکر میکرد که چه بگوید تا من لپ هایم قرمز شود و کیلوهایی از قند در دلم آب شود . تامی همیشه موقع بغل کردنم ، مرا می فشارد . یواشکی ...

    ادامه مطلب
  • it just takes some time , little girl

  • نیلوبلاگ

    xa0 از ساعت سه اینطور ها تصمیم گرفتم تا زیبا باشم . موچین را برداشتم و به جان ابروهایم افتادم . حمام رفتم و بعد موهای وز وزی ام را سشوار کشیدم که اندوهتان باد اگر فکر کنید فقط سشوار کشیدم (چاووشی میگوید : آشفته و خسته انگار از جنگ برگشته بودم) خلاصه جانم برایتان بگوید سر و بدن را کرم زدم و لباس قشنگ پوشیدم .xa0 آخرش که چی ؟ بعد از سینما و دیدن آن همه مردم ، ساعت یازده شب به خانه آمدم و پرانول خوردم و فهمیدم ابروهایم دوقلوهای بشدت غیر همسان هستد و لبانم لنگ انداز کویر و موهایم بخش ناشناخته ای از ...

    ادامه مطلب
  • so you think you can tell ...؟

  • نیلوبلاگ

    xa0 هفته ی پیش حتی اگر در چهل کیلومتری خانه مادربزرگ بنده هم قرار میگرفتید ، میتوانستید صدای فریاد مارا بشنوید .xa0 عده ی کثیری داد میزنند : خدا وجود نداره !xa0 و یک نفر که وحشتناک ترین صدا را دارد داد میزند : خدا وجود داره ... به خدا وجود داره ! و یک سری صداهای ریز . که میگویند هیس و کلمات صدا خفه کن . آن یک نفر که اصرار به وجود خدا دارد حضرت نوید (که درود خداوند بر او باد) میباشد . نوید ، پدیده ای عجیب در این جهان است و کار او هدایت افراد کم خرد است . چرا پیامبر نشد ؟ زیرا ایشان دارای مقام عصم...

    ادامه مطلب