
xa0 دو لوبیای بی مفهومِ چند هفته ی پیش ، امروز دست در آوردند . با پاهای خیلی کوچک . از پشت صفحه ، پاهایشان را به عنوان دهن کجی ، برایم تکان دادند . میخواستند بگویند : خاله ی احمق ، امروز واقعا باید باور کنی که خاله ی مایی . خاله ی احمق از ته دل گریه کرد . با خودش گفت : این لوبیا ها واقعا جوانه زدند . در وبلاگ قبلی ام نوشتم آرزو دارم با کسی به جاده بروم ، وارد تونل بشوم و آهنگxa0 david bowie - heroes را بلند بلند بخوانم . لوبیا های من .. امروز فهمیدم شماها همان کسانی هستید که همراه من در تونل ، ...
ادامه مطلب